سرود صبح آفرینش

عشق نماز واپسین است بر سجاده ی فراخ دریاها نور کلبه های تاریک است فروزان از هیمه جان آدمی و انسان مولود سرگردانی ظلمات است وارث خونی عدم، که خداوند در زهدان جهان به یادگار گذاشته است. افتاده بر راهی که آغازش نبود، که پایانش نیست "سرگردان همچون یکی نت گمگشته میگشت روی سوراخهای نی دنبال خانه اش" تا بر خطوط حاملهایی که آخرین سمفونی آفرینش را تکرار می کنند، بر خواند انسان آخرین سرودش را، همچون پیامبر بزرگ که خواند به نام پروردگارش، من نیز سرود خویش را آغاز می کنم. 94 صفحه پی دی اف ...
مشاهده محصول

(با کلیک روی دکمه به سایت فروشنده منتقل می شوید)

📥 مشاهده و دریافت فایل